|
۱۳۸۸/۱۰/۲۱-۱۳:۱۲
فارس/«شيخ مرتضي زاهد»؛روضهخواني كه از روي كتاب ميخواند
«شيخ مرتضي زاهد» عارفي بود كه در دلش عشق و يقين به ولايت امام حسين (ع) را باهم داشت. او خودش را يك واعظ و روضهخوان ساده ميدانست و منبرها و روضههايش را از روي كتاب براي مردم ميخواند.
مرتضي زاهد در سال 1247 هجري شمسي در محله حمام گلشن تهران، چشم به جهان گشود. پدرش آخوند ملا «آقا بزرگ»، مردي روحاني و يكي از واعظان و روضهخوانهاي توانا و بلند آوازه تهران بود تا آنجا كه به او «مجدالذاكرين» لقب داده بودند. *قربانِ عاشقي كه شهيدانِ كوي عشق در روز حشر رتبه او آرزو كنند اين عارفه وارسته خود را يك واعظ و روضهخوان ساده ميدانست و از هرگونه اظهار فضل و دانش به شدت پرهيز ميكرد و منبرها و روضههايش را از روي كتاب براي مردم ميخواند. *آيتالله بهجت: آقا شيخ زاهد انس جدي با امام خميني (ره) داشت مرحوم آيتالله بهجت در خصوص آقا شيخ مرتضي زاهد گفته است: روزي در صحن حرم مقدس حضرت معصومه (س) با آقاي زاهد برخورد كرديم. ايشان در حال خارج شدن از حرم بود كه در اين هنگام آقاي خميني (ره) نيز به صحن وارد شدند؛ تا چشمشان به آقاي زاهد افتاد، مستقيم به كنار ايشان آمد و باهم احوالپرسي كردند؛ معلوم بود به خوبي يكديگر را ميشناسند تا آنجا كه شيخ زاهد به ايشان گفت: من الان دارم به فلان جا ميروم و حضرت امام دعوت كردند كه با ايشان بروند؛ با توجه به دعوت مرحوم زاهد از حضرت امام (ره) براي رفتن به جايي خاص به خوبي معلوم ميكند آن دو بزرگوار باهم آشنايي و انسي جدي داشتهاند. *آيتالله حائري يزدي: بهتر از آقا شيخ مرتضي زاهد هم ميشناسيد؟ يكي از بازاريان و متدينين تهراني، براي اقتدا كردن و احراز عدالت امام جماعت بسيار اهل احتياط بود و به هر امام جماعتي اقتدا نميكرد، روزي به شهر مقدس قم و خدمت مؤسس حوزه علميه حضرت آيتاللهالعظمي آقاي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي ميرود و از ايشان سؤال ميكند: «آيا شما، آقا شيخ مرتضي زاهد را در تهران ميشناسيد؟» آيتالله حائري يزدي جواب ميدهد: «بله ميشناسم»، آن آقا ميپرسد: «آيا به نظر شما من ميتوانم با خيال راحت نمازهايم را به ايشان اقتدا كنم؟» *هذا عزاك يا حسين، روحي فداك يا حسين (ع) نقل شده است كه آقا شيخ مرتضي زاهد براي رسيدن به مطلبي، به اهل بيت (ع) متوسل ميشود تا در روزهاي تاسوعا و عاشورا براي نوحه و ذكر مصيبت حضرت سيدالشهدا (ع) به جاي استفاده از كلمات و الفاظ رايج كه تا آن زمان استفاده ميكرد. دوست داشت تا در روزهاي جانسوز شهادت حضرت اباعبدالله الحسين (ع) از كلمات و الفاظي براي سينهزني استفاده كند كه تأييد و رضايت اهل بيت عصمت و طهارت (ع) را در بر داشته باشد. شبي در عالم خواب، خود را در كربلاي امام حسين (ع) مشاهده ميكند كه در ميان خيمههاي مصيبتزده امام اين كلمات را تكرار ميكرده است: «هذا عزاك يا حسين روحي فداك يا حسين» همراه با تكرار اين كلمات، سوز عجيبي نيز به آقا شيخ مرتضي زاهد داده ميشود و از آن سال به بعد به محض اينكه در روزهاي تاسوعا و عاشورا با همان لحن و صداي معمولي از دهانش خارج ميشد: «هذا عزاك يا حسين روحي فداك يا حسين»، يك سوز و گداز غيرعادي و بسيار شديدي در دل مردم ميافتاد و هر شنوندهاي با هر معرفت و مرامي، به شدت منقلب و گريان ميشد. *آقا شيخ مرتضي چه كرد كه به مقام تشرف و نورانيت دست يافت؟ آيتالله حاج آقا مرتضي تهراني ميگفت: يك روز از مرحوم پدرم پرسيدم: آقا شيخ مرتضي چه كار كرده كه توانسته به اين خوبي هواي نفسش را از ميان بردارد و به مقام تشرف دست يابد و تا اين اندازه نورانيت پيدا كند؟ مرحوم پدرم جواب دادند: اين آقا شيخ مرتضي زاهد آنچه از اخبار و احاديث معتبر از كلمات معصومين (ع) در كتابها ديده و خوانده، باور كرده و اين باور و يقين نسبت به معارف اهل بيت (ع) او را به اين نورانيت رسانده است. *جايگاه شيخ زاهد نزد ساير علما مرحوم حاج آقا سيبويه نقل كردند: «چند نفر هستند كه من هر روز براي آنها فاتحهاي ميخوانم؛ يكي از آنها مرحوم زاهد است و من سالهاست هر روز براي مرحوم آقا شيخ مرتضي زاهد فاتحهاي ميخوانم و اين عمل از من ترك نميشود.» * پيكر شيخ زاهد در كنار جوار حرم قمربنيهاشم (ع) آرام گرفت حاج آقا مهدي فرزند شيخ مرتضي زاهد نقل ميكند: يكي از آخرين شبهاي ارديبهشت 1331 هجري شمسي به دليلي در وقت مقرر به منزل نرسيدم؛ آقا شيخ مرتضي ناراحت و پريشان شدند و ترسيدند نمازشان قضا شود. آن شب بعد از رسيدن به منزل از زبان آقا شيخ مرتضي شنيدم كه ميگفت: «خدايا، ديگر مرتضي خسته شده است. تا همين هفته، مرتضي را ببر پيش خودت!» منبع؛ كتاب «آقا شيخ مرتضايِ زاهد» نويسنده، محمد حسن سيف اللهي
[نظرات کاربران: 0]
[نسخه قابل چاپ]
[ارسال به دوست]
|